خرید بک لینک
به قلم: دکتر احمد میدری✅از دستدادن علی رضاقلی [مولف جامعه شناسی نخبه کشی] جبرانناپذیر است. به قول شریعتی از محصولات سریدوزی خدا نبود. از آنها بود که خدا پس از خلقتش بر خودش بالید. او در توضیح علت سرودن شاهنامه میگفت صد نفر از اندیشمندان از او خواستند تا راهی برای بازگشت عظمت ایران بیابد. شاهنامه پاسخ فردوسی برای یافتن مسیر اعتلای ایران بود. مسئله رضاقلی همان مسئله فردوسی بود و در شاهنامه به دنبال همین سؤال میگشت. نمیشناسم کسی را که دغدغه توسعه ایران را داشته باشد و مانند علی رضاقلی در شاهنامه غور کرده باشد.□او با مطالعه تاریخ و ادبیات ادوار مختلف ایران علت عدم توسعه ایران را ناامنی میدانست. ناامنی تنها تجاوز بیگانه به یک کشور یا شورش و سرقت نیست؛ بلکه ناامنی پیشبینیناپذیری رفتار صاحبان قدرت است. او بر این باور بود که تداوم ناامنی، فرهنگی خاص در ایرانیان خلق کرده است که نسل اندر نسل باقی مانده و بر روح ایرانیان مسلط شده است. معرفی ناامنی بهعنوان مسئله اصلی توسعه ایران کشف مهمی است.●ناامنی در تاریخ ایران پدیدهای فراگیر و مستمر بوده است. تنها هجوم اقوام بیگانه مانند رومیها، عربها و مغولان یکباره همه چیز را دگرگون و ویران نمیکرد؛ بلکه ایلات مدام به شهرها و روستاها هجوم آورده و آنها را غارت میکردند. به طور مثال همانطور که رضاقلی میگفت، در دوره ناصرالدین شاه که از باثباتترین پادشاهان ایران است، ۱۶۹ شورش صورت میگیرد؛ یعنی در هر سال چهار شورش رخ میداد.○این شورش و غارت مدام بر رفتار مردم تأثیر عمیق بر جای گذاشت و امروزه نیز بر عالم ناخودآگاه حاکم است. از نظر او این همه فساد اداری یکی از تجلیات سلطه فرهنگ غارتگری است که ناامنی تاریخی آن را خلق کرده است. آدمهایی

برچسب: نویسنده: کامیار شاکری تاريخ: پنجشنبه 20 بهمن 1401 ساعت: 13:57

محمدباقر تاج الدین✅شاید بتوان وقوع زلزله در هر کشوری و پیامدهای بسیار دردناکی که روی می دهد را بتوان به عنوان معیاری برای وضعیت توسعه یافتگی آن کشور در نظر گرفت. بحث بر سر ابعاد فنی و زمین شناختی زلزله نیست که بنده صلاحیت و تخصص ورود به این حوزه ها را ندارم، بلکه بحث بر سر ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی موضوع است.. عموماً در مورد زلزله کشوری مانند ژاپن به عنوان یک نمونۀ موفق مورد توجه بسیاری از صاحبنظران است که توانسته اند با در پیش گرفتن سیاست ها و برنامه های عقلانی و منطقی و علمی تا حد زیادی در برابر این حادثۀ طبیعی بسیار عالی عمل کنند. همه می دانیم که ژاپن کشوری زلزله خیز بوده و آن هم زلزله های بسیار شدید اما با ایجاد زیرساخت های فنی دقیق و استاندارد از بروز خسارت های فاجعه بار تا حد زیادی جلوگیری کرده اند.✳️می ماند این پرسش بسیار مهم که ایجاد زیرساخت های فنی دقیق و سازه های محکم آیا بدون برخورداری از زیرساخت های اجتماعی و فرهنگی محکم و دقیق امکان پذیر است؟ این گونه به نظر می رسد که پاسخ منفی باشد چرا که در صورت آماده نبودن زیرساخت های اجتماعی و فرهنگی و حتی زیرساخت های سیاسی و اقتصادی بسیار دور از انتظار خواهد بود که بتوان زیر ساخت های فنی استانداردی را در برابر زلزله های مهیب به وجود آورد. به دیگر سخن تا جامعه ای به لحاظ فکری، علمی و فرهنگی آمادگی لازم و ضروری را در برابر چنین مسأله ای نداشته باشد امکان آمادگی های فنی و عمرانی هم خودبخود منتفی خواهد بود.❇️اینجاست که می توان گفت توسعۀ پایدار و همه جانبه با بروز چنین حوادث فاجعه باری به خوبی عیار و وزن آن مشخص می شود. ژاپن را حقیقتاً باید به مثابه جامعه ای با توسعه یافتگی پایدار و متوازن مد نظر قرار داد چرا ک

برچسب: نویسنده: کامیار شاکری تاريخ: پنجشنبه 20 بهمن 1401 ساعت: 13:57

سیمین کاظمی/ گفتگو با هم میهن قانونی که به گفته رئیس فراکسیون جمعیت، «تماماً در جهت حمایت از حقوق زنان، مادران و کودکان، همچنین تکریم حقوق والدین در جهت رفع دغدغههای پدری، مادری و معیشتی خانوادههاست» به گفته برخی کارشناسان با واقعیتهای جامعه سازگار نیست. سیمین کاظمی، جامعهشناس معتقد است، اصلیترین مشکل این قانون، تطابق نداشتن آن با واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی جامعه است.او به «هممیهن» میگوید: «به همین دلیل انتظار نمیرود که برای رسیدن اهداف تعیینشدهاش موفق باشد. امتیازاتی که این قانون برای فرزندآوری در نظر گرفته، ناچیز است. صرفنظر از اینکه تصمیم به فرزندآوری یک امر چندعاملی است و به یک عامل مثل عامل اقتصادی منحصر نمیشود.»این جامعهشناس ادامه میدهد: «حتی اگر انگیزه منافع اقتصادی را تنها انگیزه فرزندآوری بدانیم، میزان امتیازات و منافع آنقدر ناچیز و دور از واقعیت است که خانوادهها را به فرزندآوری تشویق نمیکند.» به گفته این جامعهشناس، قانون جوانی جمعیت تنها به محدودیتهای بیشتر برای زنان بهخصوص زنان فقیر منجر میشود. آیا کاهش اعتبارات قانون جوانی جمعیت در لایحه بودجه سال 1402 به معنای کوتاه آمدن دولت از فرزندآوری است؟سیمین کاظمی میگوید: «به نظر نمیرسد که کاهش بودجه به معنی عقبنشینی از سیاست جمعیتی و قانون جوانی جمعیت به دلیل عدم موفقیت این سیاست باشد. چون هنوز زمان زیادی از اجرای قانون جوانی جمعیت نگذشته است و شواهدی مبنی بر کنار گذاشتن آن موجود نیست.» او معتقد است: «دلیل کاهش بودجه میتواند، شرایط سختتر اقتصادی و کاهش منابع دولت باشد و احتمالا تامین منابع جوانی جمعیت از راههای دیگر صورت خواهد گرفت؛ یعنی دستگاههای مختلف مجبور میشوند با همان بودجه و منابع خو

برچسب: نویسنده: کامیار شاکری تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 15:41

یادداشت دکتر هادی خانیكی در روزنامه اعتماد | شماره ۵۴۰۵ | ۲۸ دی ۱۴۰۱ ما به گونهای مریضیم كه بهایش برایمان آزادی است. این جهان باشد چو صحرای سپنج تازه میگردد بر هر جا درد و رنج احمد محمود شاعر افغانستانی مدتی است از «جهان سرطانی» پا به «دنیای پسا سرطانی» نهادهام، دنیایی كه گویی میخواهد ساكنانش را با شتاب «پیشاسرطانی» كند و آبهای رفته را به جوی بازگرداند. در دنیای سرطانی «هادی» بودم، اما دنیای سرطانی نیمی از وزنم را گرفت و «نیمه هادی» شدم، اما حال در مسیر بازگشت به وضعیت «هادی» قرار گرفتهام.آوردههای جهان سرطانی برایم كم نبوده، چون كنش در مرز میان زندگی و پس از آن، چشمها را میشوید و به لحظههای حیات بهای بیشتری میدهد. به این اعتبار در آن حال اگرچه «نیمه هادی» بودم، نظم بیشتری داشتم و حداقل هفتهای یك بار تجربه نگریستن از پنجره سرطان را به پیرامونم مینوشتم، ولی گرفتار همان بینظمیهای پیشین شدهام. ۲) نادیده نمیگیرم كه «دنیای پسا سرطانی» من با بروز و ابراز انبوهی از ناخوشیهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی در میان هممیهنانم همراه شد. ناخوشیهایی كه اگرچه به ناگاه سر برمیآورد اما سرشتی مزمن داشت.این ناخوشیها به گفته قیصر امینپور همان درد مردمزمانه بود كه «نگفتنی و نهفتنی» مانده بود و ناگهان چون زخمی كهنه سر باز كرد. ناخوشی به تعبیر تیموتی اسنایدر تاریخدان برجسته امریكایی صورتبندی دیگری از «بدحالی» است، همان چیزی كه به هنگام بیماری آن را به درستی احساس میكنیم. من در فرآیند شیمیدرمانی و پیش و پس از آن همین حس و حال را داشتم، «بدحالی یعنی ضعف و خستگی، این حس كه هیچ چیز درست كار نمیكند و هیچ كاری نمیتوان كرد، حسی برآمده از یك وضع مشترك تن و روان و فرد

برچسب: نویسنده: کامیار شاکری تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 15:41

زهرا نجاتی( جامعه شناس)در حوزه خانواده و انواع خانواده نظریه ی به نام سقف شیشه ای وجود دارد که مربوط به اشتغال زنان است یعنی یک فردی میخواهد ارتقا پیدا کند. این نظریه میگوید در بسیاری از جوامع برابری وجود ندارد و یک واقعیت هست که می بینیم و اینکه زنان برای رسیدن به پست های بالا با یک مانع برخورد میکنند که مثل شیشه است در واقع به نظر مانعی وجود ندارد و نیست ولی مانع هست، ممکن است فکر کنید نیست ولی مانع هست ،شما شیشه تمیز را احساس نمی کنید مثل چوب نیست مثل آهن نیست چون شفاف هست فکر می کنید نیست ولی متاسفانه هست و هست وقتی دارید رد میشوید می خورید به آن شیشه یک چیزی وجود دارد چون تمیز است آن را نمی بینید.و این شیشه چی هست؟ فرهنگ حاکم بر جامعه، مرد سالاری و خیلی از موانع دیگر که اجازه نمیدهد زنان به پست های مدیریتی برسند اگه زنان بخواهند ارتقا پیدا کنند، وقتی نگاه می کنند چیزی نیست ولی سقفی بالای سر زنان هست.. به زنان میگویند شما هم می توانید وزیر بشوید ،سفیر بشوید ،قانونی جلوی شما را نمی گیرد. ولی عملا زنان به آن شیشه بر می خورند.بعنوان مثال ، وقتی میخواهند یک زن را رئیس یک دانشگاه کنند داستان دارند. درواقع موانع نامرئی ارتقا زنان را سقف شیشه ای می گویند. درحقیقت این نظریه می گوید زنان برای رسیدن به پست های بالا شکست می خورند.. کوتر می گوید سقف شیشه ای یک نوع نابرابری است. خانم هیلاری گفت سقف شیشه ای رابرای زنان بر می داریم... + نوشته شده در شنبه ۱۴۰۱/۱۱/۰۸ ساعت 12:50 توسط عبدالله رضایی  | 

برچسب: نویسنده: کامیار شاکری تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 15:41

صفحه بندی